بهمن دان» از خاطرات تلويزيونياش ميگويد تماشاي فیلمهاي آپارات روي چادر مادرم،

        خاطرتان هست كه اولين بار كجا تلويزيون تماشا كرديد؟


       در قهوه خانه محلمان با تلويزيون آشنا شدم. آن زمان من 9 سال بيشتر نداشتم، يادم ميآيد

      اولين برنامهاي كه از تلويزيون ديدم يك فيلم سينمايي آمريكايي بود كه جان وين بازي ميكرد.

     آن زمان قهوه خانه يك قران ميگرفتند و از باتريهاي ماشين به عنوان صندلي بچه ها

     استفاده ميكردند، من هم مثل بقيه بچه ها يك قران ميدادم به شاگرد قهوه چي و بر روي باتري

   صندليها جا خوش ميكردم و فيلم ميديدم تازه با همان يك قران  پول، جايتان خالي يك استكان چايي

   هم ميخورديم. چه زماني پدرتان صاحب تلويزيون شد؟ حدود 9 ماه بعد پدرم با پافشاري من

   يك دستگاه تلويزيون RTI به مبلغ هزار تومان از محل كارش خريداري كرد. ما جزو

   اولين خانوادههايي بوديم كه صاحب تلويزيون شديم يادم هست همسايه ها هم به خانه ما

   ميآمدند و همه با هم دسته جمعي تلويزيون تماشا ميكرديم.

   آن روزها در كدام منطقه تهران  ساكن بوديد؟

   خيابان سلسبيل. 

   در عالم كودكي چقدر عشق بازيگري داشتيد؟

   من از دوران كودكي عاشق سينما بودم، فریمهاي تكه پاره شده فيلمهاي 35 ميليمتري را ميخريدم

   بعد اين تكه ها را به هم ميچسباندم و در دستگاه آپارت جا ميانداختم  چادرنماز مادرم را به ديوار

  حياط نصب ميكردم و در كنار حوض حياط خانه مان با بچه ها رديف مينشستيم

  از طريق آپارات فيلم نگاه ميكرديم علاقه من با آمدن تلويزيون دو چندان شد.

  تا آنجايي كه تا پاسي از شب كه سريالهاي آمريكايي از تلويزيون پخش ميشد، بيدار ميماندم

  و اين سريالها را دنبال ميكردم. ديدن برنامه هاي تلويزيوني تا چه حد توانست به شما كمك كند

  كه حرفه هنر را انتخاب كنيد؟ از طريق  همذاتپنداري كه با شخصيتهاي داستانهاي تلويزيوني

  برقرار ميكردم اين مقوله را دنبال كردم تا به هدفم رسيدم. چطور شد كه سر از حرفه پر پيچ و

  خم هنر درآورديد؟ در دوران دبيرستان كه بودم با گروههاي تئاتر مدرسه همكاري كردم

  بعدها با گروه تئاتر آناهيتا آشنا شدم و تا سال 1354 فعاليتم را ادامه دادم و بعد از

  يك وقفه طولاني مدت سال 71 دوباره كارم را از سر گرفتم. با چه اثري دوباره كارتان را

  شروع كرديد؟ بازي در فيلم سينمايي «هدف».

  اولين حقوقي كه گرفتيد چقدر بود؟ سال 1352 بابت فيلم 8 ميليمتري «ايستگاه» مبلغ 2 هزار تومان

   دريافت كردم. با اين پول چه كرديد؟ يك تلويزيون شابرولنس خريدم (ميخندد).

  بهترين نقشي كه بهمن دان از خودش به نمايش گذاشت چه بود؟ بازي در سریال «بازي پنهان»

  كه با آقاي شاپور قريب كار ميكردم از نظرم بهترين نقشي است كه تاكنون بازي كرده ام.

  و بهترين خاطره از تمام دوران فعاليتتان در سينما و تلويزيون. خاطرات شيريني از بازي

  در مجموعه «بازي پنهان» دارم. اعضاي گروه 9 ماه به طور مداوم كنار هم بودند و هنوز

  هم كه هنوز است هر از چند گاهي تيم بازيگران و حتي توليد اين مجموعه كنار هم جمع ميشوند

  حتي براساس نقشهايي كه داشتيم همديگر را صدا ميزنيم و اينطوري يادي از گذشته ميكنيم.

  در پايان از ويژه برنامه هاي ماه رمضان در سالهاي دور بگوييد مثلاً دوره نوجواني. آن وقتها

  چيزي به اسم سريال نداشتيم من بيشتر راغب بودم اذان موذنزادهاردبيلي و مناجات را گوش دهم.

  ويژه برنامه هاي رمضان آن سالها به سخنراني روحانيون خلاصه ميشد اما بعد از انقلاب،

  به خصوص بعد از دهه 70 تنوع برنامه هاي ديني و مناسبتي اين ماه مبارك بيشتر شد.

  خوشبختانه اين روند رو به رشد هر سال وضعيت بهتري پيدا ميكند. اينكه طي 3 ساعت بعد از

  افطار 50 ميليون نفر پاي تلويزيون مينشينند تا بيننده سريالهاي ماه رمضان باشند نشان از

  عملكرد مثبت مديران تلويزيون دارد كه جاي دارد دست مريزاد بگوييم.

__________________